تبليغاتX
رقص در رویا

رقص در رویا

چشماتو هَم‌ بذار رفیق‌، بیا تا بچگی‌ کنیم‌

بیا که‌ تو قصه‌های‌ ، کارتونی‌ زندگی‌ کنیم

بیا شنل‌قرمزی‌ رو ، بدزدیم‌ از پنجه‌ی‌ گُرگ‌

آخه‌ تو کلبش‌ هنوزم،‌ منتظره مادربزرگ‌

بیا تا مثل ِ گالیور ، پا بذاریم‌ تو لی‌لی‌پوت‌

نذار مسافر کوچولو ، گُم‌ بشه‌ توی‌ برهوت‌

نذار رابین‌هودو تَه ِ ، کارتون ِ ما اسیر کنن‌

نذار پلنگ‌ صورتی‌ رو ، با ماهی‌مُرده‌ سیر کنن‌

بگو که‌ تام‌سایر کجاس‌ ؟ بگو کجاس‌ هاکل‌ بِری‌

می‌خوام‌ بازم‌ سفر کنم‌ ، به‌ قصه‌ی‌ تام‌ و جِری‌

سندباد ِ قصه‌ آخرش‌ ، نگفت‌ که‌ مقصدش‌ کجاس‌

هیشکی‌ نفهمید گالیور ، عاشق ِ فلِرتیشیاس‌

تُرنادو شیهه‌ می‌کشه‌ ، زورو هنوز رو تَرکشه‌

می‌خواد رو دیوار ِ ستم‌ ، علامت ِ‌ زد (Z) بکشه‌

ببین‌ که‌ عمر ِ غولای‌ ، کارتونی‌ خیلی‌ کم‌ شُده‌

بیا تولد بگیــریم، پینـوکیـو آدم شده!

دنیای‌ کارتونا قشنگ‌ ، دنیای‌ ما سیاه و زشت‌

کاش که کسی زند‌گی‌ رو ، شبیه ِ کارتون می‌نوشت

. . .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 22:5  توسط ابراهیم  |