تبليغاتX
رقص در رویا

رقص در رویا

دوستم داشته باش ، بادها دلتنگند

دستها بیهوده ، چشمها بیرنگند

دوستم داشته باش ، شهرها می لرزند

برگها می سوزند ، یادها می گندند

باز شو تا پرواز ، سبز باش از آواز

آشتی كن با رنگ ، عشق بازی با ساز

دوستم داشته باش ، عطرها در راهند

دوستت دارم ها ، آه ، چه كوتاهند

دوستت خواهم داشت ، بیشتر از باران

گرمتر از لبخند ، داغ چون تابستان

دوستت خواهم داشت ، شادتر خواهم شد

ناب تر ، روشن تر ، بارور خواهم شد

دوستم داشته باش ، برگ را باور كن

آفتابی تر شو ، باغ را از بر كن

دوستم داشته باش ، عطرها در راهند

دوستت دارم ها ، آه ، چه كوتاهند

خواب دیدم در خواب ، آب ، آبی تر بود

روز ، پر سوز نبود ، زخم شرم آور بود

خواب دیدم در تو ، رود از تب می سوخت

نور گیسو می بافت ، باغچه گل می دوخت

دوستم داشته باش ، عطرها در راهند

دوستت دارم ها

آه !

چه كوتاهند ...

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 17:25  توسط ابراهیم  |