تبليغاتX
رقص در رویا - حافظه ی سرد

رقص در رویا

آرشیو ِ نور

نقطه چین های حافظه

ماشین ِ حساب

حافظه ی فلز

الکترون های خاطره

نقطه چین های نورانی ِ یاد

خبر!

اطلاعات!

ذهن ِ دیسک

برنامه ریزی ِ سرد

نرم افزار

کامپیوتر خانگی

کنج آشپزخانه

یادواره های شامی لپه ی مادربزرگ

ته چین ِ زن دایی

خداحافظ!

خداحافظ آقا معلم

.

حافظه ی سرد یعنی انسان از مراقبت ِ یاد ِ یار عاجز است

فراموشی

بیماری ِ بزرگ ِ قرن

یاد ِ یار ِ مهربان آید همی؟!

حافظه ی سرد یاد ِ یارِ را نمی بوید

یاد ِ یار را نمی بوسد

یاد ِ یار را گر نمی گیرد

یاد ِ یار را دل دل نمی کند

یاد ِ یار را سر نمی رود

یاد ِ یار را رو نویسی می کند اما نمی سراید

حافظه ی سرد، بیماری ِ فراموشی را نمی شناسد

فراموشی خاموشی نیست. فراموشی بیهودگی ست

بخوان از بازی های گمشده در غبار کوچه های آن همه بعد از ظهر نارنجی عشق

حافظه ی سرد یعنی ذهن ِ من نیمه تمام مانده است

یعنی من نیمه کاره ام

حافظه ی سرد یعنی بایگانی حواس ِ من آتش گرفته است

چهار عمل اصلی ِ ماشین حساب

حواس من جمع نیست

من از من منها شده ام

من در من ضرب نمی شوم

من بر من تقسیم نمی شوم

حساب من پاک پاک است

دیسک را عوض کن!

اه!

سیب آدم نیست!

سیبی که حوا به دندان گرفت

آدم و حوا را سیب خانگی از بهشت به زمین پرتاب کرد

مرا سیب سرد حافظه از زمین به فراموشی پرتاب می کند

ما همه را فراموش کرده ایم . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 21:36  توسط ابراهیم  |